چشمام منتظر بارون میشه
که کسی شره ی اشکامو نبینه
وقتی که دلتنگ می شم
صدام منتظر رعد میشه
که شاید تو ی صداش کم بشه
هق هق تنهایی و انتظارم
تا هیچ کس نبیند،نشنود،و نفهمد
اشکهایم،صدایم،و غم دوری تو را
ای پروانه ی من
من چون گلی
بر روی زمین
تا از پرواز برگردی
و با آن دستهای زیبایت نوازشم کنی
از پرواز،آزادی،عشق و رهایی بگو
و ریشه هایم را از زندان خاک آزاد کن
که من هم بدون خاک
اندکی پرواز را زندگی کنم...


